تبليغاتX
آموزگار
خانهایمیلآرشیوRss
Search

عوامفریبی که شاخ و دم ندارد 

موضوع: سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 19:22

نمي دانم آنهايي كه اين روزها اخبار استيضاح فرشيدي وزير آموزش و پرورش را از رسانه ها دنبال مي كنند چگونه مي انديشند ؛ اما درباره خودم بايد بگويم كه به هيچ وجه به اين مجلس دلخوشي و اميدي ندارم و كارها و عوامفرييي هايش مثل روز برايم روشن است . گرچه آنان كه قدري از هوش سياسي برخوردارند بخوبي درك مي كنند كه اين تلاشهاي مردم دوستي آقايان نماينده ، به هيچ وجه از سر درد نيست و بلكه نمايشي سياسي است براي فريب مردم كه در آستانه برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي و نشان دادن وجهه اي مردمي از خود بروز مي دهند . در واقع اگر نيك بنگريد به ياد خواهيد آورد كه اين آقايان نمايندگان مجلس هفتم ، اصولاً نمايندگان منتخب مردم نيستند و قبل از اين كه با رأي مردم در اين مسند بنشينند ، منتحب (وبه عبارت بهتر)، منتصب  شوراي نگهبان هستند! و لذا چگونه مي توان از منتصبين شوراي نگهبان اميد آن را داشت كه براي رضاي خدا كاري به صلاح اين ملت صورت دهند!؟آیا هیچ گربه ای برای رضای خدا موش می گیرد؟

حالا هم كه سوژه اي به دست آقايان افتاده است و مي خواهند خود را مردم دار نشان بدهند و براي خاموش كردن خشم معلمان از برخوردهاي ناشايست پليسي و زندان و ضرب و شتم معلمان زحمتكش (كه براي احقاق حقوق صنفي خويش در حال مبارزه مي باشند)، خود را از اين ماجرا پاك و مبرا نشان دهند و توپ را در زمين يك آموزش و پرورشي مفلوك ديگر همچون فرشيدي بيندازند و خود سالم از معركه جان به در ببرند كه بله ؛ علت اصلي تمام اين مشكلات آموزش و پرورش ، بي كفايتي آقاي وزير بود و چون ما متوجه آن شديم بلادرنگ او را استيضاح و از وزارت عزل كرديم و حالا ديگر دليلي بر ادامه طرح خواسته هاي معلمين نمي باشد و وزير جديد هم چندسالي مهلت لازم دارد تا بر امور مسلط شود بنابراين حالا حالا ها بايد صبر كنيد و دم بر نياوريد كه ما به آرامش نياز داريم و .... !

مي بينيد ؟ به همين سادگي است . لذا نبايد فريب اين منتخبين شوراي نگهبان را خورد زيرا اينان نماينده ملت نيستند و حرفشان حجيت ندارد. معلمان نبايد از خواسته هاي خويش دست بكشند و عقب نشيني كنند چرا كه حق گرفتني است و اينان به هيچ وجه اراده اي براي پرداخت حقوق تضييع شده معلمان ندارند مگر آن كه مجبور به اين كار بشوند. پس بياييم پشت به پشت هم داده و حقوق قانوني خويش را فرياد بزنيم .

نوشته شده توسط آموزگار گمنام | لینک ثابت |

عدالت از نگاه دولت مهرورز 

موضوع: شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 18:36

امسال  هم روز و هفته معلم فرارسيد و معلمان هم بي آن كه موضوع را جدي بگبرند ، با شوخي و طنز و ريشخند اين روز را به يكديگر تبريك گفتند كه ؛ بله معلمي شغل انبياست و انبياء هم كه طبق دستور خدا نبايد دستمزدي از امت خويش دريافت مي كردند و معلم چراغ راه بشريت است و كار او روشنگري و هدايتگري است و ... كه در اين ميان ياد لطيفه جديدي كه اين روزها از طريق تلفن همراه توسط همكاران بين همديگر رد و بدل مي شود افتادم كه به نقل از سخنگوي دولت مي گويد: دولت در راستاي سياست هاي حمايتي خويش از معلمان ! قرار است براي راحتي و افزايش كارائي معلماني  كه چون شمع مي سوزند ، از امسال تسهيلات بهتري برايشان فراهم كرده و آنان را گازسوز نمايد !!!

راستش از هم اكنون پيداست كه دولتيان چه خوابي براي فرهنگيان ديده اند و از قديم هم بيخود نگفته اند كه سالي كه نكوست از بهارش پيداست . بهار معلمان در سال 86 با دستگيري و زندان فعالان صنفي آنان آغاز شد و بعد هم حذف لايحه خدمات كشوري از بودجه سال 86 و مزخرفاتي همچون طرح پلكاني كه بين دوغ و دوشاب در آموزش و پرورش تفاوتي قائل نمي شود و به جاي تشويق و حمايت از معلمان باهوش و مستعد به منظور ايجاد انگيزه براي تلاش بيشتر و  افزايش توانمندي و ارتقاء تحصيلات و كسب مدارج علمي و برخورداري از اندكي مزاياي بهتر در ازاي زحمات و سختي هايي كه بر خود هموار نموده اند ، آنان را نقره داغ كرده و كاري كردند كه ديگر هيچ معلمي هوس ادامه تحصيل و كسب مدارج عاليه را ننمايد چرا كه اكنون با وضعيتي كه پيش آورده اند  معلمان تحصيلكرده نه تنها از بالا بودن تحصيلات خويش خرسند نيستند بلكه خويشتن را سرزنش مي كنند كه چرا همان ديپلمه نمانده اند تا هم اكنون حقوقي برابر با معلمان فوق ليسانس و ليسانس دريافت كنند ! و چرا اينقدر ساده لوح تشريف داشته اند كه تصور مي كرده اند در اين ديار ، اين آيه قرآني به درستي فهميده شده و بدان عمل مي شود كه مي فرمايد:« هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون ؟» 

بله ، موضوع به همين جا خاتمه پيدا نمي كند بلكه آقايان خوابهاي خوش بسياري را براي ما معلمان ديده اند . آنان بنادارند معلماني را كه كمي سروگوششان مي جنبد و در تشويق همكاران به اعتراض و تحصن مؤثرند شناسايي و به حراست معرفي نمايند و شاخ و شانه كشيدن ها كم كم از جنبه هاي به ظاهر محترمانه خارج شده و مديران مدارس رياكاري را كنار گذاشته و علناً عدم حضور معلمان در كلاسها و يا شركت آنان در تجمعات صنفي را به عنوان غيبت و تخلف به مناطق گزارش داده و زبان تهديد را به كار گرفته اند و چنگ و دندان نشان دادن هاحالت بي پرواتري به خود گرفته است كه اينها همه نشان از سالي پر برخورد و خشن با معلمان معترض و زياده خواه و(به تعبير سخنگوي دولت)  وابسته ! به جريانات خارج از كشور دارد و معلمان بايد ضمن حفظ هوشياري و وحدت و همدلي خويش ، مراقب باشند تا در دامي كه برايشان گسترده اند نيفتند .

 اين از نتايج سحر است   باش تا دولت صبحت بدمد

نوشته شده توسط آموزگار گمنام | لینک ثابت |

نامه ای از یک معلم دلسوخته  

موضوع: شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 18:33

آقاي احمدي نژاد

معلمي كه كلمه عدالت را به شما آموخته، بزرگترين خيانت را نسبت به شما و نسبت به خودش مرتكب شده است زيرا فراموش كرده معناي آن را به شما بياموزد و شما نيز بزرگترين خيانت را نسبت به بشريت مرتكب شده ايد زيرا به قول كنفسيوس بزرگترين خيانت، خيانت به واژه هاست.

جدول زير شاهدی بر اين استدلال است.

 

عنوان

حكم A

حكم B

حكم C

ميزان تحصيلات

فوق ليسانس (كارشناسي ارشد )

ديپلم فرهنگ و ادب

ديپلم دانشسراي مقدماتي

گروه

10

6

9

سابقه

8 سال

1 سال و 6 ماه

15 سال

جمع كل حقوق

3464850 ريال

3673370 ريال

3172204 ريال

نوشته شده توسط آموزگار گمنام | لینک ثابت |

ای نام تو بهترین سرآغاز - بی نام تو نامه کی کنم باز  

موضوع: شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 18:8

اولین پست این وبلاگ در واقع آخرین پست وبلاگ قبلي  من است كه از امروز آن را راه اندازي كردم . به اميد آن كه بتوان از اين راه از حقوق معلمان و مردم ستمديده ايران زمين دفاع كرد . روزي كه تصميم گرفتم با ايجاد يك وبلاگ ، ديدگاههاي خويش را در حوزه آموزش و پرورش و برخي مسائل فرهنگي با ديگران درميان بگذارم ، سعي داشتم كه از ورود به حوزه هاي سياسي پرهيز نمايم و مقالات و نوشته هاي من نيز  نوعاً ملايم و البته حاوي برخي ديدگاههاي انتقادي بود كه جهت گيري هاي كلان فرهنگي و اجتماعي آموزش و پرورش و برخي دستگاهها و نهادهاي فرهنگي كشور را به نقد مي كشيد ، تا اين كه اين دولت مهرورز!!! بر سركار آمد و همان گونه كه  انتظار مي رفت شروع به قلع و قمع مخالفين و دگرانديشان نمود تا جايي كه شاهد آن هستيم كه تاب و تحمل يك وبلاگ در محدوده مخاطبين خاص و محدود را هم ندارد ؛ زيرا همچون خفاشاني كه تاب روشنايي حقيقت را ندارند ،  جهان را تيره و تار مي پسندند ! و از ديد آنها حقيقت فقط همان چيزي است كه آنان بر زبان مي آورند و شريعت نيز هماني است كه آنها بدان دعوت مي كنند و هركه به غير از اين بينديشد و عمل كند مستحق مجازات است و مهدورالدم !

القصه معلوم شد كه همين نوشته هاي جسته و گريخته ما وبلاگ نويس ها به قدري مؤثر بوده است كه عوامل كوروكر و گژانديش دولت مهرورز ؟! تاب و تحمل همين حد از انتقادات دلسوزانه را هم ندارند . و حال كه چنين است و ما اين قدر تأثيرگذار هستيم ، چرا خاموش بمانيم ؟! پس هر بار كه ما را از دم تيغ فيلتر بگذرانند دوباره از جايي ديگر برخواهيم خاست و جوانه خواهيم زد و تا زماني كه زنده ايم مانند جويبار جاري خواهيم بود و روان ؛ تا به سرمنزل مقصود  برسيم .

آن كيست كه در اين سرزمين زندگي كند و رنج و ناراحتي اين ملت بزرگ  و فداكار را ببيند  و سكوت اختیار كند؟ و كدام ناجوانمرد است كه در برابر اين نامردمي ها و بي عدالتي ها و تعدي به نواميس مردم درخيابانها كه به نام مبارزه با بي بندوباري و ... اجراي احكام شريعت و خزعبلاتي از اين دست،صورت مي گيرد دم برنياورد ؟ و آيا مي توان با راحتي خيال ، شاهد لگدمال شدن آزادي (اين ارزشمندترين واژه حيات انساني) و شرافت هم ميهنان خويش بود و خروش خويش را در گلو خفه كرد؟

 دريغ است ايران كه ويران شود                 كنام پلنگان و شيران شود

نوشته شده توسط آموزگار گمنام | لینک ثابت |


I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati